هر چه قدر که بیشتر در علل توسعه نیافتگی کرمانشاه تحقیق و تفحص کنیم؛ به فراخور تعمق در گزاره ها به مجموعه ای از قصورات ( اعم از سیاسی، اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی ) برخورد می کنیم. به اعتقاد من تمامی عوامل یک مجموعه، به گونه ای سیستماتیک با همدیگر در تعاملی ناگسستنی به سر می برند. به همین سبب نقص و ناکارامدی در یک قسمت، موجبات خلل در دیگر ارکان را فراهم می آورد. با توجه به این مقدمه و با بهره گیری از نظریات اندیشه ورزان علوم اجتماعی، کشور ها و شهرهای موجود در کره خاکی را می توان به مثابه یک سیستم در نظر گرفت. پر واضح است که استان کرمانشاه نیز از این موضوع مستثنی نمی گردد. بنابراین شیوه منطقی در بررسی علل عقب ماندگی و توسعه نیافتگی کرمانشاه، همان بررسی سیستماتیک است؛ که می توان از مجرای شیوه های تطبیقی برای قیاس استانمان با دیگر استان های کشور، سود جست. اعتقاد این جانب بر این است که امروز نه یک عامل، بلکه جمله ی عواملی که کیان کرمانشاه را تشکیل می دهند؛ سرنوشت ناکام استان در پروسه توسعه را رقم می زنند. به بیانی دیگر نقص در یک قسمت، به مانند یک به اصطلاح « دومینو اِفکت » بر دیگر نواحی تاثیر گذاشته و این خط مفروض ناکامی، کماکان شیوه بی قاعده خود را طی می کند. مایه تاسف است اگر بگویم که مدیران ارشد و تصمیم گیرندگان استان، همواره با نگاهی یک بعدی به مسئله توسعه نگاه کرده اند و با غفلت از دیگر امور، چهره ای ناهمگون در تمامی زمینه ها را از استان به جای گذارده اند. ممکن است خواننده این سطور، نویسنده را بابت این ادعا مورد عتاب قرار دهد. اما بی هیچ تردیدی عنوان می کنم : « نقطه ضعف عظیم مدیران استان در نگاه تک محوری و پرهیز از نگاه همه جانبه و سیستماتیک خلاصه می گردد ».

با نگاهی به متود مدیران موفق – چه در سطح بین المللی و چه در سطح داخلی – همواره گزاره نگاه سیستماتیک به چشم می خورد. اگر نظر مدیران ارشد استان به این دیار یک جانبه نبود؛ بلاشک ما سال های اندکی پس از جنگ، توسعه یافتگی را مرور می کردیم و امروز هیچ چیز از شهرهای توسعه یافته کم نداشتیم. سیستم به کل و جزء می اندیشد و این اندیشه را به مدیر و مسئول صاحب اندیشه و فکر القاء می کند. بگذارید با طرح مثالی منظورم را به صورت روشن تری بیان نمایم. اگر کرمانشاه را به یک ساعت تشبیه کنیم؛ به سهولت طریقه اثر گذاری قسمت های مختلف بر همدیگر را درک خواهیم کرد. تا زمانی که تمامی اجزای ساعت به اتفاق همدیگر و بی نقص کار نکند؛ هیچگاه موتور های گردان آن به حرکت در نخواهد آمد. حال چگونه انتظار داریم که چرخ توسعه و تقدم استان، با تمامی موقعیت ها و پیچیدگی های تعریف شده برای آن، روی یک پایه به حرکت واداشته شود؟ تعالی اقتصاد و تجلی رونق، زمانی نمایان می شود که در معیت خود، تقدم فرهنگ و سیاست را به همراه داشته باشد. اینکه بسیاری از فرمانداران ، بخشداران و دیگر مدیران اجرایی ، خدماتی و… از منظار صرفا اقتصادی یا صرفا سیاسی به امور می نگرند؛ نه خلاف واقع است و نه مبالغه ای باور ناپذیر را به نمایش می گذارد.

تا به حال کدام یک از مدیران ما به « فرهنگ سیاسی » نگاهی جدی داشته اند؟ به تجربه دریافته ام که بسیاری از آن ها با شنیدن این نام گمان می برند که فرهنگ، چیزی کم ارزش تر و حاشیه ای محسوب می گردد. در حالی که فرهنگ موید و به نوعی معلم نحوه اجرای امور سیاسی و اقتصادی می باشد. ارزش ها را با معیارهای توسعه متناسب می سازد و جنبه های ناهمگون را به فراخور زمان در دستگاهی عقلانی و منطقی تعبیه می سازد. اگر چه مدیریت به تجربه نیاز دارد؛ ولی تجربه و علم توامان می توانند این سنگ عظیم و نا مبارک « انسداد » استان را از میان بردارد. عناصر اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و… به یکدیگر متصل هستند و برای گذر سالم از یکی، باید دیگری را با موفقیت و با معیت بقیه ی اجزاء پشت سر گذاشت. هیچ مدیری نمی تواند – به عنوان مثال – قصرشیرین را صرفا از دید اقتصادی مورد توجه قرار دهد و راه موفقیت را در تمرکز بر دو بازارچه آن بیابد. متاسفانه اکثریت مدیران منصوب در قصرشیرین گذرگاهی مملوء از واژه های سامانه آب گرمسیری، پرویز خان ، خسروی و… را در پیش روی خود مفروض داشتند و قله های موفقیت را در آن سوی این واژگان هویدا دیدند. سوالی که مطرح می کنم این است که کدام فعال اقتصادی بدون آموزش نحوه تعامل ( فرهنگی ) و آشنایی با امور بین الملل ( سیاسی ) و شیوه انطباق هنجاری با تجار خارجی ( فرهنگی و اجتماعی ) توانسته به معیارهای موفقیت دست پیدا کند؛ که حال ما با دیدی صرفا اقتصادی می خواهیم یک استان یا شهرستان را به اعلای درجه خود برسانیم؟ به گمان من شخص استاندار، باید دقت داشته باشد که در هنگام تصمیم گیری برای یک شهرستان و حتی یک روستا، رویکردی عام و فراگیر را اتخاذ نماید و موقعیت آن شهرستان ، شهر ، روستا و… را در تناسب با کل استان بسنجد تا چرخ توسعه به حرکت درآید. امروز کرمانشاه به افکار مدرن و الیت های کارآزموده نیازمند است تا اثرات سال ها گرد و غبار فرسودگی را از بدنه مدیریتی زدوده و طرحی نو در اندازند. کرمانشاه زمانی به اعتلای درخور خویش می رسد که معضلات ویرانگری چون بی کاری، اعتیاد، طلاق و… با در نظر گرفتن شاخصه های فرهنگی ، اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی، به عنوان یک زنجیره غیر قابل انفکاک مورد بررسی قرار گیرند. این تفکر، لاجرم آن افق روشن را نمایان می سازد

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

غرب دیلی | رسانه جامع غرب دیلی