ادریس محمدی

هفته نامه اراده ملت ، شماره 2

بعد از خرداد 76 تا به الان ، هیچگاه جریان اصلاحات به اندازه زمان حاضر مجاب به پالایندگی و اصلاح نبوده است. اگر چه خود اصلاح طلبی، متضمن نوعی از انعطاف پذیری است؛ اما متاسفانه در سالهای اخیر نه تنها از آن جهشی رو به جلو ندیده ایم ؛ بلکه با گردشی رو به عقب، آن نماد ها و معانی که یاداور این جریان عظیم است را به یکباره در زیر سیلی از گرد و غبار فرسودگی و کهنگی مدفون نموده است. از رهبری اصلاحات گرفته تا فراکسیون ها و احزاب درون آن، همگی به نوعی به اپیدمی انفعال و محافظه کاری های بی سبب مبتلا گشته اند. اگر چه انفعال می تواند عوامل بسیاری همچون عدم براورد کف مطالبات اصلاح طلبان به صورت خاص و ایرانیان به طور عام، توسط روحانی داشته باشد ؛ اما حقیقت امر این است که اصلاحات چنان خود را درگیر ماندن در قدرت نموده است که آن روح اولیه نشاط جامعه مدنی ، پویایی سیاسی ، تعامل ، انگیزه و بسیاری دیگر از شاخصه های آرمانی آن یا به فراموشی سپرده شده و یا ترجیحا از قلم می افتند. بسیار مایه تاسف است که عده ای برای رسیدن به قدرت از محبوبیت این جریان در جهت رسیدن به غایت خود استفاده می کنند. از نظر عده ای نردبان اصلاحات به قله آمال و آرزوها ختم می شود؛ ولی پلکان ها به سبب همان کهنگی رو به فرسودگی نهاده اند. اصلاحات امروز دیگر نه یک پروسه تاریخی، بلکه یک ابزار جهت رسیدن به قدرت محسوب می شود.
اگر چه به ناحق ، عده ای تاریخ اصلاح طلبی و رفرماسیون را به 21 سال اخیر تقلیل می دهند؛ اما تاریخ گواه است که این جریان عمری به درازای خود سیاست دارد. فراز ها و فرودهای آن سبب عقب ماندگی و ایستایی آن شد و اگر چه عده بسیاری برای پیشبرد آن کوشیدند؛ ولی همواره در یک بازه زمانی با انفعال آن رو به رو بوده ایم . اصلاحات در طول تاریخ خصوصا در قرن معاصر و اگر کوچک تر شویم در 21 سال اخیر تاریخ ایران، یک آلترناتیو به شمار آمده است و توانسته با نقد های تند و بعضا ارائه جایگزین های ایده آلیستی، جریان معارض و رقیب را به چالش بکشد. اما چرا آن گفتمان پر شور و حماسی بعد از رسیدن به قدرت، چنان محافظه کار می شود که الحان رهبران آن نیز تغییر می کند و در مواردی ( اگر چه اندک هم نیست ) سوا کردن آن با جریان رقیب، امری سخت به نظر می آید؟ من این را از دید تعامل و ارتباط قوی نگاه نمی کنم؛ بالعکس! معتقدم که چون آن ها می خواهند قدرت را کماکان در دست داشته باشند به اپیدمی محافظه کاری شدید مبتلا می گردند. در حدی که نیروهای رقیب این بار در نقش اپوزیسیون فعال ظاهر می شوند و حتی در جاهایی فریاد تظلم خواهیشان گوش فلک را کر می کند. آنچه که اصلاحات 76 – که من آن را اصلاحات ناتنی می نامم – سرپا نگاه داشته، حمایت توده های مردمی و حضور صفر تا صد تفکرات در آن بود. تاریخ به نیکی شاهد است که در میان خیل عظیم اصلاح طلبان ایران، از سوسیال ترین ها گرفته تا سکولار ترین ها حضور داشتند و پلورالیزم عجیبی در این یک ” بنده انگشت ” دیده می شد. از تفکرات بگذریم ، اما اصلاحات در عمل با آنچه وعده می دهد بسیار فاصله دارد و همین موجب می شود که مقدمات از کف دادن جمعیت عظیمی از بدنه جامعه مدنی که اکثریت آن را جوانان تشکیل می دهند فراهم آید. خصوصا در انتخابات اخیر که کاندید مورد نظر اصلاحات ( اگر چه همه می دانستیم اصلاح طلب نبود ) اما به واسطه ابزارگونگی جریان اصلاحات و محبوبیت یک « تَکرار » با 25 میلیون رای کماکان در قدرت ماند و آنچه نادیده گرفته شد؛ آراء همان 25 میلیون و اعتمادها بود. مسلما همین سبب دل زدگی از نه تنها تئوری اصلاحات بلکه شخص خاتمی می شود. آنچه به نظر می رسد که باید در حیطه احیای این جریان انجام گیرد از نظر من به تغییر رویه در رهبری اصلاحات بر می گردد. متاسفانه در سال های اخیر، به دلیل عدم کارکرد درست احزاب ، نیازهای کادرسازی براورده نشد و آنچنان که باید افراد مطمئن برای تصدی این امر مهم تربیت نگشتند. مسئله بعدی توجه به قشر جوان و استعدادیابی میان آن هاست تا این گرد کهنگی و سنتی که برازنده اصلاحات نیست زدوده شود. اگر چه نام اصلاحات باید متضمن انعطاف به علاوه مدرنیته باشد؛ اما عملا از این فرزند ناتنی ، خصوصا در 10 سال اخیر چیز جدیدی مشاهده نشده است. امروز جامعه ایرانی در مقابل تحریم ها ، مشکلات معیشتی ، اختلافات بین المللی و… از جریانی که خود را پرچمدار تغییر مثبت می داند؛ انتظاری بیش از تعریف و تمجید از خاتمی دارد که این روزها همانند عارف در سکوتی سنگین به سر می برد. فراکسیون اصلاح طلبان نیازمند یک خانه تکانی اساسی است. شأنیت اصلاحات مساوی است با حیثیت آنانی که ایشان را بر می گزینند. مسلما فربگی نام ها که تاکنون موجب سرپا ماندن خرداد 76 شده است ؛ می تواند با یک بیماری از هیبت بیفتد و در میدان سیاست ذبح شود. در این موضوع که اصلاحات و بدنه آن نیازمند یک تغییر جدی و اساسی است ذره ای شک ندارم . ایضا در این تفکر که جریان مذکور به شدت دچار تحجر و فرسودگی شده است نیز شکی راه نمی دهم. امروز به هم اندیشی بیشتری برای تغییر در المان های اصلاحات نیاز است. اصلاحات به اصلاح فوری نیاز دارد.
کلام آخر اینکه معتقدم تا بشر زنده است و تا جریان طبیعت رو به کمال و تکامل دارد ؛ به صورت خودکار اصلاحات بزرگ را سر پا نگاه می دارد ؛ اما چه تضمینی برای بقای اصلاحات ناتنی با این سیر قهقرایی وجود دارد؟

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

غرب دیلی | رسانه جامع غرب دیلی