از 1285 تا 1398 ، دنیای ایرانی شاهد برگزاری انتخابات بسیاری بوده است. انتخاباتی که در آن متمم ها اضافه شد و بند ها از آن حذف گردید. روزی راسته قانون گذاران را به توپ می بستند، روز دیگری بر همان راسته شهادتین می دادند. از انتخابات ریاست جمهوری اگر چشم پوشی کنیم اما در انتخابات مجلس و راه یافته ها به آن ، چنان نام های عظیمی به چشم می آید و به گوش می خورد که بهارستان با تمام بهارستان بودنش ، حتی نامشان را هم نمی تواند یدک بکشد. از مجلس شورای ملی گرفته تا مجلس شورای اسلامی، هر آنکه در صدد تسلیم رای دیگران به نفع خود بود، به ناچار باید راه کار هایی را در پیش می گرفت تا این مهم به ثمر آید. متاسفانه در برخی از استان های کشور ، هنوز پس از برگزاری صد و اندی سال انتخابات ، میزان توسعه نیافتگی سیاسی به حدی است که نه کاندید های نمایندگی به خوبی راهبردها را تصویب می کنند و نه اتباع ایشان حامل ایده پشتیبانی درست هستند. در برخی از نقاط کشور، انتخابات بیشتر شبیه یک بیعت و قسم خوردگی است تا یک انتخاب عقلانی و دموکراتیک . چینش مسیر ، انتخاب مشاور ، استراتژی انتخاباتی ، برنامه ریزی های مدون ، نظر سنجی های پی در پی در مورد عمل احتمالی و… دقیقا مواردی است که در متود نمایندگان و کاندیدهای نمایندگی به چشم نمی خورد! ممکن است کسی که با یک بیعت، خود و عقلش را باخته با تندی بگوید که دقیقا چه تئوری باید در پیش گرفت که هم میزان توسعه در حوزه انتخابیه بالا تر رود و هم در این قیل و قال ها بتوان نتیجه ای وصول نمود. از نظر من و اندیشه ورزان سیاسی ، ملاک های زیر می تواند تا حدودی به حل این کشمکش کمک کند:

1.ابتدائا اینکه آنچه ستاد انتخاباتی نمایندگی نام دارد باید در طول 4 سال ( حتی در صورت عدم پیروزی ) فعال باشد؛ تا با تحلیل و آنالیز خود ، ماحصل رفتار اجتماع و موارد تاکید آن را دریابد. بر پایه آن برنامه ریزی کند و روی آن سرمایه گذاری نماید. ستاد و خود کاندید باید بداند که چه عواملی در صورت بسیج می تواند منجر به  نتیجه شود.

2.منطقه امن را پیدا کنید: مکان یابی دقیقا چیزی است که بسیاری از آن غافل هستند. هسته اولیه می تواند سبب نشر تفکر و ایده ها شود. شرط می بندم که اگر فلورانس ایتالیا محل زایش رنسانس نبود ، پروسه تجدید و احیا، سالیان سال به تاخیر می افتاد! یک کاندید باید بداند که کدام شهر ، روستا ، محله و… می تواند پایگاه اصلی فعالیت های او باشد. در قیاس مع الفارقی می توان پیامبر ( ص ) را مثال زد که چگونه طائفیان او را سنگ زدند؛ ولی با مهاجرت به پایگاه امن خود یعنی مدینه، آن را عامل گسترش دینی به نام اسلام نمود!

3.برنامه ریزی کنید و از آن نهراسید: یک نامزد انتخاباتی را می شناسم که باوجود گسترش نامش ، هنوز برای یک لیوان آب خوردن هم به میان مردم مراجعه نکرده است! برنامه ریزی مسلما شامل میتینگ ها ( حتی در طول 4 سال عدم قدرت ) ، دیدارهای مردمی ، سخنرانی ها و… می باشد.

4.رسانه اخلاق مدار داشته باشید : غالبا این شیوه از طرف کاندید ها پیش گرفته می شود؛ اما دقیقا همین روش باعث تخریب او می شود! کاندید در نظر داشته باشد که باید یک محل و مرجع رسمی را به عنوان رسانه خود انتخاب و به عموم معرفی کند که همان مرجع، به رسانه های اقماری خط بدهد. از گل و بلبل گویی زیاد بپرهیزد و عمل او را جهت سوق افکار عمومی باز نشر کند. با اینکه پوپولیسم به یک واژه منفی تبدیل شده ، اما تاجایی که به نشر اکاذیب و فریب افکار عمومی ختم نمی شود باید چاشنی کار شود! بله متاسفانه پوپولیست ها معمولا در انتخابات موفق تر هستند! رسانه های بی اخلاق اقماری معمولا سعی در تخریب چهره رقبا دارند. چرا که معمولا عاملان آن نخود هر آشی هستند که با سواد نداشته سیاسی، بدون آنکه بدانند تمام وجهه یار دیرین خود را تخریب می کنند. حتی به نام افشاسازی ، ناگفته ها و… سعی در نشر اکاذیب دارند. گفتن ناگفته ها از رقبا در رسانه های اقماری امری معقول است اما به شرط اینکه با لحن و رنگ درستی اعمال شود. تا به جای عمل منفی به یک گام رو به جلو دست یافت.

5.یک هیئت تحریریه تشکیل دهید و به آن ها تاکید کنید که همانند ادمین پیج اینستاگرام سید محمد خاتمی عمل نکنند! چون حتی اگر خاتمی باشید یقینا با پست های تکراری و عاشقانه ( با من صنما دل و دل …. ) مخاطب را زده می کنید. رسانه های خوش نام همسو ایجاد کنید و پشتیبان آن ها باشید.

6.واکنش نشان دهید و نترسید : اخذ موضع انفعالی صرفا سبب بروز جایگاه منفعل شما خواهد بود. با مشاوران امین ، با سواد و کهنه کار خود مشورت کنید و بعد در مقام پاسخگویی بر آیید. البته به هر کسی هم پاسخ نگویید!

7.استراتژی را برپایه راهبردهای خود انتخاب کنید: متاسفانه رقبای انتخاباتی ، ستاد های خود را بر پایه استراتژی و ضد و خورد های رقیب فعال می کنند. در حالی که همین امر بزرگ ترین ضربه را به مسیر موفقیت وارد می سازد. معمولا در این موارد تمام هم و غم آن ها صرف پاسخگویی به رقیب ، تخریب او و تغییر استراتژی می شود و عملا هر آنچه پیشبرد راهبرد نام دارد عملی نمی شود. خود صادر کننده افکار و ایده ها باشید و تغذیه از سمت این و آن را نجویید.

9.در پایان باید به این نکته توجه نمود که انتخابات همانند یک بازی شطرنج است . هیچ مهره ای را دور نیندازید هر کدام کار خود را می کند. اگر صرفا به وزیر توجه کنید شاه را هم از دست می دهید. استراتژی خود را دنبال کنید و با گوشه چشمی، تمام حرکات رقیب را در نظر بگیرید. شاید توانستید با یک سرباز وزیر اخراجی خود را برگردانید.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

غرب دیلی | رسانه جامع غرب دیلی